شهروند خبرنگار - شهروند مزاحم
موضوع اخبار و تمام گفتگوهای مردم طی هفته گذشته بدون شک حادثه پلاسکو و اتفاقات تلخی بود که رخ داد. فکر میکنم موضوع اتش سوزی این ساختمان، فداکاری و ایثار اتش نشانها و همچنین کمبود امکاناتشان و .... به حالت اشباع رسیده و نیازی به گفتگو پیرامون اونها نیست.
موضوعی که طی این مدت ذهن من رو درگیر کرده بود پیدا کردن تعریفی مشخص از واژه «شهروند-خبرنگار» و «شهروند-مزاحم» بود. واژه شهروند-خبرنگار رو میشه جزو واژه های نوینی دونست که بعد از گسترش شبکه های اجتماعی به شدت رایج شده و کاربردهای مختلفی از اون وجود داره که البته رسانه های رسمی و ارتباط جمعی مثل روزنامه ها، شبکه های خبری داخلی و خارجی و ... از مطالب ارائه شده توسط شهروند-خبرنگار ها استفاده های مناسبی میکنند.
به نظر من مثل سایر مواردی که طی همه ی این سالها شاهدش بودیم، موضوعی وارد بطن جامعه شده بدون اینکه فرهنگ اون وارد بشه و معنای واقعی و نحوه کارکردش برای مردم تببین بشه. در حادثه ساختمان پلاسکو شاهد این موضوع بودیم که هر فرد حاضر در صحنه احساس دین و مسئولیت میکرد بابت وظیفه شهروند-خبرنگاری و این در حالی بود که این احساس وظیفه ها علاوه بر اینکه به شدت مخل انجام وظایف نیروهای امداد رسان بود بعد از رد شدن از مرحله ای، نه تنها مفید و کاربردی نبود که به شدت باعث دامن زدن به شایعات و افزایش نگرانی و اضطراب در سطح جامعه میشد.
به گمان من مرز بسیار باریک و غیرشفافی بین این دو واژه یعنی شهروند-خبرنگار و شهروند-مزاحم وجود داره که اگر با دقت مورد واکاوی قرار نگیره روز به روز بر تعداد شهروند-مزاحم هایی که قصد شهروند-خبرنگاری دارند افزوده میشه.
تعریف شما از این واژه چیه؟