آدامس اناری

من هی فکر کردم چی بنویسم اینجا ! درباره موارد دینی مذهبی توضیح بدم ؟! که دیدم در حد من نیست ! یکی باید واسه من توضیح بده ! گفتم بیام به تلافی پست قبل من به آقایون گیر بدم بعد دیدم گناه دارن!!!  بیخیال شدم ! فکرایه دیگه ای هم کردم البته بین این موارد که از گفتنش معذورم ! اما در نهایت به این نتیجه رسیدم مثل وب خودم بنویسم!منو ادمین نداریم که ! اینجام انگاری وب خودمه ! مگه نه ادمین جان ؟! حالا خدارو شکر ایندفعه بلایی سرم نازل نشد ولی خب سوتی دادم در حد ..... ! خودتون جای خالی رو پر کنید به سلیقه خودتون !! 

من هی میگم چشم و گوش من بسته اس هی هیچکس باورش نمیشه.هی میگم یکی واسه من لنز بخره من بیرون که میرم این عینکو بر میدارم حداقل چشام ببینه مثل ادمای کور برخورد نکنم کسی توجه نمیکنه ! نتیجه اش همین میشه دیگه ! بی ابرویی محض ! خیلی سخته ببینی ابروت داره ذره ذره میچکه رو زمین تو هم هیچ کاری از دستت بر نمیادا !! وحشتناک سخته ! البته تحمل این بی ابرویی زمانی راحت تر میشه که بتونی دوستت رو هم تو این بی ابرویی شریک بدونی ! اینجوری هضم موضوع کمی راحت تر میشه و روون تر !

البته بايد متذكر بشم هر چي هم اين بي ابرويي به موارد ناموسي نزديك تر ميشه شدتش بيشتر ميشه !‌يه چيزي تو مايه هاي فحش !‌ که هر چی ناموسی تر میشه عصبانیت طرف بیشتر میشه!كه واسه خودش يه سري دسته بندي هايي داره كه الان بگم طولانيه و صد در صد همتون كاملن اگاهيد و اونقدرام لازم نميدونم كه توضيح بدم !

تصور بفرماييد بنده با يكي از دوستام ميرم داروخونه كه يه سري قرص و دارو بگيرم ! اونا رو كه ميگيرم يهو دوستم در حالي كه نگاش به يه گوشه متمركزه ميگه: فاطي من هوس ادامس كردم !! لا مصب ببين چه تنوعي هم داره ! تا حالا اناريشو خوردي ؟! منم كه عجله دارم و ميخوام يه چند جاي ديگم برم و ميترسم كه مغازه ها رو ببندن قبول ميكنم و بدون اينكه يه نگاهي به اون تنوع بندازم ميرم به هموني كه قرصارو بهم داد ميگم: ببخشيد خانوم ميشه يه بسته از اون ادامسارو هم كه اونطرفه بدين ! خواهشن سريع تر كه ما عجله داريم ! يهو ميبينم دو تا پسري كه پشت سرم هستن دستشونو گرفتن جلو صورتشونو از شدت خنده فقط دارن ميلرزن !! و يه لبخند مليحي هم رو صورت اون خانومه نقش ميبنده ! و ولوم صدارو كمي مياره پايين تر و ميگه عزيزم اونا ادامس نيستن و يه بسته از اونارو ميزاره جلوم كه اولين چيزي كه به ذهنم ميرسه اينكه كه همونجا بند كفشامو باز كنم و درشون بيارم يكي محكم بكوبم تو سر دوستم ! ولي بعد از اينكه كمي به اعصابم مسلط ميشم يه نگاه  به همون جا ميندازم و كوري خودم بهم ثابت ميشه !! يعني ادم بايد كور باشه و اين چيزارو كه اونجا به اين وقيحي توضيح داده شده نبينه !‌كه منم شرمنده دوستان هستم عمرن اگه بگم كه يه چيزي تو مايه هاي خار دار و بر جستگي و اين چيزا به چشمم خورد !و تمام سعيمو كردم كه حداقلش در اون مكان دوستم رو مقصر جلوه بدم ! بفهمونم به بقیه که من واقعن اونو ندیده بودم کاملن اشتباه ، اشتباه لپی بوده !! بعد از اینکه اونهمه فیلم بازی کردم و حسابی تو حس خودم غوطه ور شدمو همچنان بر اعصاب و ابرویه رو زمین ریخته ام مسلط دوستم اومده طرف من و میگه : بپرس بروشور هم داره بگیریم مطالعه کنیم اطلاعات عمومیمون بره بالا !!

اونموقع توقع نداشتین که من فقط نگاه کنم  دوستمو  و از هیچ گونه تماس فیزیکی!!! با شدت زیاد و ضریب کبودی !! بالا استفاده نکنم ؟!!!!!! هان ؟!


بنا به وعده ای که به دوستان داده بودم قرار شد این بار کمی زودتر از موعد وبلاگ بروز بشه و خسته نباشیدی هم به فاطی سرتغاری باشه که از غول کنکور عبور کرده و حالا قراره با دل سیر بشینه اینترنت کار کنه.

کمبود خانه های خالی و درماندگی جوانان

با عرض سلام خدمت دوستان . بنده فاطی میباشم . خواستم از همین اول پست اعلام کنم یه وقت فک نکنین اینارو ادمین نوشته کپ کنید !!

اردیبهشت ماه بود که طی یک عمل استراتژیک (!) با دوستان تصمیم گرفتیم برای باز شدن فکر و ذهنمون و آمادگی برای امتحانات ترم بریم خونه های تاریخی یه چرخی بزنیم تا باد به ششمون بخوره و ایضا مخمون کمی باز شه ! بعد از کلی فیلم و عکس و لودگی احساس خستگی کردیم گفتیم بریم فلان کافی شاپ یه استراحتی بکنیم یه آبمیوه ای بخوریم یه ساندویچی پیتزایی چیزی ! که ای کاش قلم پامون خورد میشد و نمیرفتیم و انقدر چشم و گوشمون باز نمیشد !

خوشحال خوشحال وارد کافی شاپ شدیم و نیش باز شدمون بسته شد وقتی دیدیم همه کسایی که اونجا هستن بصورت جفتی اومدن و ما تنها کسایی هستیم که جمعمون رو متاسفانه فقط یک جنس مونث تشکیل میده و از مذکرش خبری نیست ! اصلا غم دنیا رو میتونستید اون لحظه توو چشمامون ببینید . اصلا یه چیز وحشتناکی  !

سعی کردیم به روی خودمون نیاریم و خیلی شیک رفتیم سر جای همیشگیمون نشستیم ! ( این جای همیشگی شامل یه میز بزرگ ۷-۸ نفره میشه که همیشه اونجا خالیه و ما میشینیم سر اون میزو هیچ وقت نشد میز های رمانتیک دو نفره رو تجربه کنیم !!! چون هیچ وقت تعدادمون از ۴ تا کمتر نبوده و هیچ وقت اون میزها خالی نبوده !! و مهمتر از همه هیچ وقت جفتی در کار نبوده!!) بالاخره هر کی یه چیزی سفارش داد و توی اون فاصله ای که منتظر بودیم سفارشامون رو بیارن با صحنه بسیار جالبی رو به رو شدیم به این صورت که همه میزها و همه چشم های ندید بدید روی یه میز و رو یک جفت عاشق  متمرکز شده بود که به صورت خیلی جالبتری در حال ماچ و بوسه بودن و تمام کسایی رو که در اون مکان مثلا عمومی نشسته بودنو دایورت به اونجای مبارک آقا پسر کرده بودن ! ما گفتیم خب حتما جایی ندارن بیچاره ها و یه ماچ و بوسه که جایی نمیره و خب مگه چیه همه اینجوری نگاه میکننو در کل خیلی روشنفکرانه بر خورد کردیم ! چند ثانیه نگذشته بود از فکر روشنفکرانه ام که دیگه صداشون هم بلند شد ! ما که مرده بودیم از اینهمه هیجان اون دوتا جفت عاشق !! و حتی کار به عملیات شاقه بعد از ماچ و بوسه هم رسید(البته نه به اون شدت اما خب بود دیگه با همین جفت لنزام دیدم  !) و دیگه منتظر بودیم برن سر اصل مطلب که طی یک عمل نا جوانمردانه گوشی دختره زنگ خورد و به صورت خیلی شیکتر از ما حتی و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشه  جمعش کردن و رفتن و فیلم سینمایی صحنه دار کافی شاپ رو نیمه کاره تمومش کردن !

در اون لحظه از خدا خواستم که به همه جوونا اندازه یه آلونک جا بده که حداقل بقیه رو به گناه نکشن و از مسئولان خواهشمندم تعداد مسکن های مهر رو افزایش بدن و یه فکری به حال این جوونای پر انرژی بکنن و اون قضیه مسکن های مهر دانشجویی رو هم زودتر دست به کارش بشن !یعنی من دلم کباب شده بود برای بقیه جفتایی که اونجا بودن و طفلیا چقدر هوایی شده بودن ! و شاید سر این مساله دعواشون هم شده بود با هم حتی !

نکنید این کار هارو خب ! میایم در اماکن عمومی کمی ذهنمون باز شه بدتر میزنین داغون میکنین به همه چی متمرکز میشه الا درس ! من از الان بگم پس فردا ۹ تیر شد با قیافه آویزون دیدین منو نگین تو که اینهمه ادعات میشد پس چی شد پس ؟ مقصر اونان وگرنه که من به جرات میتونم بگم نفر اول نباشم نفر دوم کنکور سراسری ام !

edotgp01gwl3wylps54.jpg

ادامه نوشته

آدامس اناری

من هی فکر کردم چی بنویسم اینجا ! درباره موارد دینی مذهبی توضیح بدم ؟! که دیدم در حد من نیست ! یکی باید واسه من توضیح بده ! گفتم بیام به تلافی پست قبل من به آقایون گیر بدم بعد دیدم گناه دارن!!!  بیخیال شدم ! فکرایه دیگه ای هم کردم البته بین این موارد که از گفتنش معذورم ! اما در نهایت به این نتیجه رسیدم مثل وب خودم بنویسم!منو ادمین نداریم که ! اینجام انگاری وب خودمه ! مگه نه ادمین جان ؟! حالا خدارو شکر ایندفعه بلایی سرم نازل نشد ولی خب سوتی دادم در حد ..... ! خودتون جای خالی رو پر کنید به سلیقه خودتون !! 

من هی میگم چشم و گوش من بسته اس هی هیچکس باورش نمیشه.هی میگم یکی واسه من لنز بخره من بیرون که میرم این عینکو بر میدارم حداقل چشام ببینه مثل ادمای کور برخورد نکنم کسی توجه نمیکنه ! نتیجه اش همین میشه دیگه ! بی ابرویی محض ! خیلی سخته ببینی ابروت داره ذره ذره میچکه رو زمین تو هم هیچ کاری از دستت بر نمیادا !! وحشتناک سخته ! البته تحمل این بی ابرویی زمانی راحت تر میشه که بتونی دوستت رو هم تو این بی ابرویی شریک بدونی ! اینجوری هضم موضوع کمی راحت تر میشه و روون تر !

البته بايد متذكر بشم هر چي هم اين بي ابرويي به موارد ناموسي نزديك تر ميشه شدتش بيشتر ميشه !‌يه چيزي تو مايه هاي فحش !‌ که هر چی ناموسی تر میشه عصبانیت طرف بیشتر میشه!كه واسه خودش يه سري دسته بندي هايي داره كه الان بگم طولانيه و صد در صد همتون كاملن اگاهيد و اونقدرام لازم نميدونم كه توضيح بدم !

تصور بفرماييد بنده با يكي از دوستام ميرم داروخونه كه يه سري قرص و دارو بگيرم ! اونا رو كه ميگيرم يهو دوستم در حالي كه نگاش به يه گوشه متمركزه ميگه: فاطي من هوس ادامس كردم !! لا مصب ببين چه تنوعي هم داره ! تا حالا اناريشو خوردي ؟! منم كه عجله دارم و ميخوام يه چند جاي ديگم برم و ميترسم كه مغازه ها رو ببندن قبول ميكنم و بدون اينكه يه نگاهي به اون تنوع بندازم ميرم به هموني كه قرصارو بهم داد ميگم: ببخشيد خانوم ميشه يه بسته از اون ادامسارو هم كه اونطرفه بدين ! خواهشن سريع تر كه ما عجله داريم ! يهو ميبينم دو تا پسري كه پشت سرم هستن دستشونو گرفتن جلو صورتشونو از شدت خنده فقط دارن ميلرزن !! و يه لبخند مليحي هم رو صورت اون خانومه نقش ميبنده ! و ولوم صدارو كمي مياره پايين تر و ميگه عزيزم اونا ادامس نيستن و يه بسته از اونارو ميزاره جلوم كه اولين چيزي كه به ذهنم ميرسه اينكه كه همونجا بند كفشامو باز كنم و درشون بيارم يكي محكم بكوبم تو سر دوستم ! ولي بعد از اينكه كمي به اعصابم مسلط ميشم يه نگاه  به همون جا ميندازم و كوري خودم بهم ثابت ميشه !! يعني ادم بايد كور باشه و اين چيزارو كه اونجا به اين وقيحي توضيح داده شده نبينه !‌كه منم شرمنده دوستان هستم عمرن اگه بگم كه يه چيزي تو مايه هاي خار دار و بر جستگي و اين چيزا به چشمم خورد !و تمام سعيمو كردم كه حداقلش در اون مكان دوستم رو مقصر جلوه بدم ! بفهمونم به بقیه که من واقعن اونو ندیده بودم کاملن اشتباه ، اشتباه لپی بوده !! بعد از اینکه اونهمه فیلم بازی کردم و حسابی تو حس خودم غوطه ور شدمو همچنان بر اعصاب و ابرویه رو زمین ریخته ام مسلط دوستم اومده طرف من و میگه : بپرس بروشور هم داره بگیریم مطالعه کنیم اطلاعات عمومیمون بره بالا !!

اونموقع توقع نداشتین که من فقط نگاه کنم  دوستمو  و از هیچ گونه تماس فیزیکی!!! با شدت زیاد و ضریب کبودی !! بالا استفاده نکنم ؟!!!!!! هان ؟!


پی نوشت :

۱.تمامی حقوق این پست متعلق به صاحب وبلاگ فاطی سر تغاری میباشد و تمامی دوستانی که در اینجا کامنت میگذارند موظف به کامنت گزاری در وبلاگ فاطی سر تغاری و قرار دادن این وبلاگ در لیست وبلاگ دوستان و حتی در گوگل ریدر خود نیز میباشند !

۲.فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو هم از طرف خودم هم از طرف ادمین عزیز تبریک میگم .نماز روزه های همتون قبول باشه . نه اینکه ادمین سرش شلوغه وقت نداره تبریک بگه. دیگه دوستی و هم گروه بودن هم  علاوه بر خیلی از موارد دیگه که نمیگم به درد اینجور وقتا هم میخوره دیگه !

۳.قبلنم گفتم حقوق این پست متعلق به منه . واسه همین آپ اصلی طولانیه . قطره ای از دریای گودر هم کمه . اعتراض هم وارد نیست .

قطره ای از دریای گودر :

۱.بچه:بابایی ، اون آخرش که پسرا بیتارو انداختن زیر پل، چرا تکون نمیخورد و گریه میکرد ؟!

باباهه : .... مممم.... لابد تو مهمونی غذای فاسد خورده بود، دلش درد گرفته بود .... اصلا کی گفته تو فاصله های ببینی ؟!بزن فارسی وان ببینم فریجولیتو باباشو پیدا کرد یا نه ؟!

۲.احتمالاً تنها جاذبه بهشت برای من اینه که دیگه اونجا از درس خوندن خبری نیست.البته گویا تو جهنم هم از این خبرا نیست . اَه! بازم موندم سر دو راهی !!

۳.یاد اون روزها بخير. وقتى من بچه بودم، مادرم يک تومن به من مى‌داد و مرا به فروشگاه مى‌فرستاد و من با ٣ کيلو سيب‌زمينى، دو بسته نان، سه پاکت شير، يک کيلو پنير، يک بسته چاى و دوازده تا تخم‌مرغ به خانه برمى‌گشتم.
اما الان ديگه از اين خبرها نيست. همه جا توى فروشگاه‌ها دوربين گذاشته‌اند !