معرفی سریال خانه پوشالی (House of cards)

این روزا مشغول دیدن سریال فوق العاده دیدنی و مهیج خانه پوشالی ام. یه سریال محشر و خوش دست که تمرکزش بر روی سیاست های پشت پرده در کاخ سفید و کنگره ایالات متحده است. در واقع داستان یک نماینده و سیاستمدار بی رحم دموکرات در کنگره امریکاس که برای رسیدن به موفقیت و بالا رفتن از پله های ترقی هرکاری انجام میده. از لابی گری گرفته تا باج دادن و باج گرفتن، با روزنامه نگارها ارتباط داشتن، حتی قتل و ادم کشی و حذف مخالفین و ....

یکی از قشنگی های سریال، بازی فوق العاده کوین اسپیسی به عنوان نماینده کنگره و نقش اول سریال به همراه بازی جالب و در خور توجه رابین گیل رایت در نقش همسر این نماینده مجلس هست.

چیزی که برای من و فک میکنم فرهنگ ما جالب باشه اینه که فرهنگ غرب این نکته رو کاملا پذیرفته که هر کسی که سمت و پست مهمی داره، یک انسان هست و نیاز نیست تمام مدت شبانه روز در قالب اون شخصیت و پست فرو بره و از زندگی کردن مثل انسانهای معمولی دور بمونه (همون چیزی که ما توی فرهنگ خودمون نداریم و دائم هم به ما دیکته میشه. اینکه یک نماینده مجلس ما، تا وقتی که در انتهای شب میخواد بره خونه خودش باید نماینده باشه و کت و شلوار تنش باشه و ....) و این در حالیه که توی این سریال به زیبایی نشون میده افرادی مثل نماینده های کنگره، معاون رئیس جمهور امریکا و سایر شخصیت ها چه زندگی هایی دارند و هیچ کدومشون در یک خانواده مذهبی در جنوب شهر هم بدنیا نیومدن و بسیاری رفتارهای معمولی مثل سایر ادمها دارند و جالب اینجاس که نه تنها هیچ نهاد و ارگانی نسبت به این سریال واکنش نشون نداده و نمیده بلکه با افتخار اون رو به دنیا ارائه میدن تا من و امثال شما هم بتونیم ببینیم و متوجه بشیم در پس پرده سیاست داخلی امریکا چه بازی هایی نهفته است.

در هر حال دیدن این سریال که پخش فصل اول اون هم به صورت دوبله از شبکه نمایش اغاز شده، چه به صورت دوبله از تلویزیون و چه به صورتهای دیگه به شدت به شما توصیه میکنم.

کشتار در فرانسه

اتفاقاتی که دیروز توی فرانسه افتاد و کلی ادم کشته شدن (مطابق گزارش خبرگزاری ها بعد از 11 سپتامبر بزرگترین حمله تروریستی به غرب بوده) از زاویه های مختلفی قابل بررسیه.

  • عده ای وقوع این حادثه رو مبارزه داعش خارج از میدان نبرد میدونن و این موضوع رو مرتبط با فرستادن ناو جنگی فرانسه به خلیج فارس میدونن.
  • عده ای علت حادثه رو ورود بی حساب و کتاب پناهندگان سوری به اروپاس که نیروهای داعش هم جزئی از اونها هستند
  • عده ای این موضوع رو سیاستی از جانب خود اروپایی ها میدونن بابت اینکه بهانه بسیار بزرگی برای جلوگیری از ورود پناهندگان سوری داشته باشند.

نظر من به موضوع سوم نزدیکتره.

شما چطور فکر میکنید؟

جهاد نکاح

جهاد نكاح، اصطلاحي است در مورد فتواي گروه کثیری از علمای وهابی که از زنان جهان عرب خواسته تا به سوریه روند و بدون ازدواج دائم، خود را در اختیار شورشیان مسلح قرار دهند تا نیاز جنسی آنان ارضا شود و همچنان قدرت و صلابت مورد نیاز برای مبارزه رو حفظ کنند.

"ناصر العمر" یکی از مفتی های وهابی اعلام کرده ، "مجاهدین در سوریه می توانند در غیاب زنان مجاهد نامحرم با محارم خود ازدواج کنند و اگر دسترسی به نامحرم آسان نباشد، مجاهدین می توانند با محارم و خواهران خود "عقد نکاح" داشته باشند".

 در واقع میتوان گفت بحث جهاد نکاح خارج از اصول و قواعد ازدواج موقت قرار گرفته و در یک راستا قرار نمیگیرند. چرا که در ازدواج موقت مباحثی همچون مهریه، مسئولیت فرزندان حاصل از ان وصلت و بسیاری مسئولیت ها و آینده نگری ها پیش بینی شده ولی در جهاد نکاح فقط به مسئله رفع نیاز مخالفان پرداخته شده و مطابق گزارش های ارسالی از سوریه بسیاری از فرزندان حاصل از این نوع جهاد در خرابه ها رها شده تا خوراک حیوانات گردند چرا که پدر انها به طور قطع مشخص نیست.

اين عكس نكات جالبي را در بر دارد. به عنوان مثال اين كه خانم «سناء» بين ساعت 9 تا 11 در اختيار يكي از شبه نظاميان و پس از افطار در اختيار يك فرد ديگر است. يك نكته ديگر، حضور يك خارجي (تونسي) در ميان زنان جهادگر(!) است كه هر روز در اختيار دو شبه نظامي قرار مي‌گيرد. نكته ديگري كه مي‌توان به آن اشاره كرد، خانم «ام عمر» به فرمانده گردان اختصاص دارد كه «در صورت ضرورت» مي‌تواند با يكي ديگر از سربازان (ابو شهاب الجولاني) نيز نزديكي كند!

در هر صورت به نظر میرسد طولانی شدن جنگ در سوریه باعث به وجود امدن پدیده ای بنام جهاد نکاح شده که با اموزه های دینی و انسانی سازگاری ندارد. مطابق خبرهای منتشره بیشترین استقبال از جانب زنان تونسی برای این مطلب صورت گرفته و طبق یک خبری که بعدا تکذیب شد حدود 200 دختر ایرانی هم از استان سیستان و بلوچستان برای این امر به سمت سوریه حرکت کرده اند.

البته پدیده ی دیگری به اسم جهاد لواط هم مطرح شده که شاید در پستی جداگانه به اون بپردازیم.

نظر شما راجع به این پدیده ی نوظهور و به نظر من غیراخلاقی چیه؟

بسته ی فرهنگی

شعارهای انتخاباتی

این روزا که به قول معروف تنور انتخابات در حال گرم شدنه و مجددا فضای سیاسی جامعه به حالت پویایی در اومده. هر نامزد و کاندیدی سعی داره با تمرکز بر روی موردی که بیشتر به اون توجه خواهد داشت و اون رو سرلوحه تبلیغات خودش قرار میده جلب آراء کنه. آزادی که سرلوحه تبلیغات دولت اصلاحات بود و شعار توسعه عدالت که از جانب ستاد رایحه خوش خدمت برای دولت های نهم و دهم مطرح شد و هر دو مورد باعث جلب آرا مردم جامعه شد.

و اما این روزها که زمان هدف گذاری برای ترسیم مسیر پیش و رو برای هرکدام از این کاندیداس یکی دوتا شعار تبلیغاتی به گوش میرسه که تصور میشه این کاندیدا با تمرکز بر مشکلات و نقاط حساس جامعه سعی در جمع آوری ارا مردمی که درگیر این مسائل هستند را دارند.

شعار اول فراهم آوردن بستری برای آسان تر شدن ازدواج جوانان و

شعار دوم حذف سربازی اجباری و تشکیل ارتش حرفه ای ست

هر دوی این مسائل از اون دست مسائلی ست که به نوعی اکثر خانواده ها درگیر اونها هستند. یا شرایط سخت ازدواج و یا سربازی پسران.

حالا اگه شما قرار بود نامزد ریاست جمهوری بشید بیشتر روی چه مسائلی فوکوس میکردید؟ اولویت کارهاتون رو چه چیزی قرار میدادید؟

ادامه مطلب

تضادها

مفاهیم متضاد در بین ادبیات کلامی و گفتاری ما جایگاه ویژه ای داره. و گاه این مفاهیم متضاد در موقعیت های مطلق خاص قرار میگیرند که مجبور به انتخاب بین این مطلقهای قراردادی در بین فرهنگ عامیانه و فرهنگ جاری در جامعه قرار میگیری.

به بیان ساده تر شاید بشه گفت تضادهای موجود در زندگی در دو قالب دسته بندی میشن. تضادهای واقعی و تضادهای قراردادی. تضادهای طبیعی که حاصل از وجود یا عدم وجود مسئله ای در عالم واقعیت است مثل وجود تاریکی و روشنایی. که وجود نور باعث روشنایی و عدم وجود نور باعث تاریکی است. پس در واقع میتوان گفت در تضادهای طبیعی نمی توان جمع تضادها را داشت. یعنی نمیشود هم شب باشد و هم روز.

اما دسته ی دیگری از تضادها وجود داره که شاید جنبه ی قراردادی و عرفی داشته باشه و بنابه دلائلی قومی، قبیله ای، مذهبی، سیاسی و .... این تضادها ایجاد شده. به عنوان مثال شاید در کشور ما مفهوم  رنگ آبی در تضاد با قرمز قرار میگیرد و  بسیاری مثالهای دیگر که خارج از حوصله این بحث است.

لپ کلام اینکه ایجاد این تفکر متضاد که شرکت در انتخابات پیش و رو نشان از مقبولیت سیستم حاکم و رضایت صد در صدی از شرایط موجود و عدم شرکت به منزله ی مخالفت با بنیان و اساس و نشان از نارضایتی است شاید تفکر درست و صحیحی نباشد. و قرار گرفتن در بین این دو تفکر و ایجاد تفکر مطلق که شرکت یا عدم شرکت از اون دست تفکراتی است که شاید از سوی جریانهایی هدایت میشه. بهتره با دید مناسب تر و تفکری عمیق تر به این مقوله نیگاه کنیم و صرفا با دید تضادی این جریان رو مورد بررسی قرار ندیم.

ادامه مطلب