فصول زندگی

قبلا اینجا نوشته بودم که فصل جدیدی رو شروع کردم.

بنظر میرسه اون فصل هم تموم شد

فصل جدید زندگی آغاز شده

متفاوت تر از قبل و شاید در تناقض با فصول قبلی

از اردیبهشت 1394 تا اردیبهشت 1404 روزهای متفاوتی از اون چیزی که در ذهن داشتم و پرورانده بودم گذشت

و حالا در روزهایی از زندگی که به عصر سه شنبه تشبیه ش میکنم روزگاری که به شدت در حال عبور و گذر هست را میگذرونم

نمیدونم فصل چندم زندگی من هست ولی میدانم روزهای جالبی در پیش و رو نیست

آینده پژوهی

روزهای جدید که با سرعت هرچه تمام در حال سپری شدن و ایضا با سرعت هرچه تمام تر با پیشرفت حیرت انگیز تکنولوژی همراه است زمینه های جدیدی از تکنولوژی، علم و پدید اومدن شغل های جدید همراه شده است.

یکی از علومی که در این روزها که خیلی مورد توجه قرار گرفته مبحث مربوط به آینده پژوهی در حوزه های مختلف هست. اینکه با کمک گرفتن از تجربه های گذشته و با علم به این موضوع که آینده لزوما در راستای گذشته نیست و شرایط بسیار متفاوت و ناپایدار و پیچیده است امکان بررسی و پیش بینی آینده را داشته باشیم که این امر به کمک آینده پژوهی رخ میدهد.

اینکه برای اینده پژوهی نیاز به طراحی و چیدمان استراتژی های پویا داریم موضوعی هست که باید به بصورت ویژه اون رو مورد توجه قرار بدیم.

این رو نوشتم تا برای روزهای آتی و ماه های آتی بهش مراجعه کنم

فرامرز اصلانی

نوروز 1403 با خبر تلخ پر کشیدن هنرمندی باکلاس و خلاق یعنی فرامز اصلانی همراه بود.

روزهای بعد از اون هم مصادف شد با خبر فوت رضا داود نژاد که سن و سالی مشابه خودم داشت.

علاوه بر اینکه مرگ به ادم های همسن و سال خودم نزدیک شده،

ولی چیزی که باعث شد من بابتش پست بنویسم نگرانی از خالی شدن زندگی مون از ادمای خوب و باکلاس و توانمند و موفق هست.

دنیایی که دیگه توش ستاره ورزشی، موسیقی، هنری و حتی سیاسی نیست.

ادمایی دارن از بین ما میرن که دیگه جایگزینی براشون متصور نیست و انگار دنیای پیرامونی ما روز به روز پوچ تر میشه

خوشبختی از نوع فوتبالی

ما دهه شصتی ها اگرچه در خیلی حوزه ها ادمهای بدشانسی بودیم ولی در حوزه طرفداری ورزشی و علی الخصوص فوتبال شاید جزو خوش شانس ها بودیم.

بنظرم ما خیلی خوش شانس بودیم که بازی بازیکنان بزرگی که پایین می نویسم رو دیدیم و چقدر احساس غرور داره که این همه ستاره در زمانی بازی کردن که اوج هیجان فوتبالی ما دهه شصتی ها بوده

قدیمی ترین بازیکنی که بازیش رو یادم میاد مارادونا و باتیستوتا بوده

روبرتو باجو. دیگو سیموئنه، مالدینی، کاستاکورتا، اریک کانتونا، گری پالیستر، دنیس اروین، پیتر اشمایکل، روبرتو کارلوس، دنیس برکمپ، دیوید بکهام، مایکل اوون، زلاتان ، بوفون، دل پیرو، اینزاگی، رونالدو، رونالدینهو، ریوالدو، الیور کان، کافو، رودی فولر، دیوید سیمن، کلیزمن، توتی، داود شوگر، شفچنکو و ....

و حتی ورزشکارای ایرانی مثل علی دایی، خداداد، کریم باقری، عابدزاده، دبیر، حیدری، بهنام محمودی، حتی ورزشکارای اخیر مثل سعید معروف، برادران خادم،علی کریمی و ....

ما خیلی خوش شانس بودیم فینال جام جهانی 94 بین برزیل و ایتالیا رو دیدیم

ما خیلی خوش شانس بودیم قهرمانی فرانسه تو جام جهانی 98 رو دیدیم

خیلی خوش بحال ما بود که صعود ایران به جام جهانی 98 رو لمس کردیم

ما خیلی خوش شانس بودیم دوران اوج والیبال با ولاسکو رو لمس کردیم

و چقدر ناراحت کننده است دیدن خداحافظی تک تک این ستاره ها که این سالها باهاشون زندگی کردیم.

خیلی هاشون که سالهاس نیستند ولی خداحافظی امثال زلاتان و بوفون که همین چند مدت اخیر اتفاق افتاد باعث شد حس کنم که چقدر این روزها دنیای ما خالی از ورزشکارای مطرح شده و حالا که امثال کریس رونالدو و مسی هم به مرز بازنشستگی رسیدند دنیای ورزشی همه ما انگاری سبک و بدون وزن شده و دیگه مثل سابق رنگارنگ و زیبا نیست.

اسامی ورزشکارایی که دوست داشتیم زیاده که خب خیلی هاش موقع نوشتن این متن به ذهنم نرسیده. اگر اسمی به ذهنتون رسید کامنت بذارید تا با یاداوری اون اسم ومرور خاطراتش پر از لذت سالهای دور بشیم

از مباحث مدیریتی

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد. سه بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جاخوابيدند.


قطار در حال آمدن بود و سوزنبان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد ...
سوزنبان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان سه بچه خاطی که مسیر قطار را سد کرده بودند را نجات دهد و تنها يك کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.

سوال: اگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

کمی فکر کنید و پاسخ خود را فراموش نکنید و بعد ادامه متن را بخوانید....

 


بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات سه کودک انتخاب کنند و يك کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور ...؟

 

در این تصمیم، آن کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (سه کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک (ریل سالم) بازی کنند، قربانی می شود در حالی که خود جایی خوابیده بود که قطاری رد نمیشد و عملا خطایی نکرده بود.

این نوع تصمیم‌گیری معضلی است كه هر روز در اطراف ما، در اداره، در جامعه و در... اتفاق می افتد، دانایان قربانی نادانان قدرتمند و احمقان زورمند و تصمیم گیرنده می‌شوند.

اگرچه هر چهارکودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن سه کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد.

اما  با این تصمیم عجولانه سوزنبان نه تنها آن کودک بی گناه و عاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن سه کودک احمق  و از دست رفتن یک کودک عاقل و بی گناه و تعداد زیادی مسافر بی گناه  نبود

زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار که با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، آسیب آن نصیب تعداد زیادی بی گناه از افراد جامعه خواهد شد. برای همین است در کشورهای پیشرفته قانون بالاتر از هر فرد و شخصی قرار دارد تا مدیران لایق، کارکشته و توانا که  قادر به گرفتن تصمیمهای درست هستند را به روی کار می آورد و  همینطور طوری طراحی شده که منافع جامعه در اولویت باشد و در صورت اشتباه مدیری جلوی آسیبهای شدید به تعداد زیادی از افراد در یک جامعه گرفته شود.

و در اکثر جوامعی که یک فرد یا یک گروه خاص بالاتر از قانون قرار میگیرند جامعه در معرض سراشیبی سقوط و آسیب های جبران ناپذیر قرار میگیرد که نه تنها زندگی و سرنوشت یک نسل بلکه نسلهای بعدی آن اجتماع از این آسیبها دور نمیمانند  و  در این صورت تنها زمانی که فرد یا گروه منافع ملی را بر منافع خود ترجیح دهند امکان پیشرفت و رفاه وجود دارد که در اینصورت هم تعداد این نوع افراد ( وطن پرست ) که به قدرت رسیده باشند و چنین فرصتی بدست آورده باشند زیاد نیست.

به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست. حق آنست که در زمان تصمیم گیری افراد لایق که همیشه یک قدم از مردم جلوتر هستند و با دقت بر اساس توانایی و قابلیت خود از فیلتر قانون رد شده باشند بر راس امور قرار داشته باشند تا تصمیمات آنها رفاه و امنیت و ثروت برای کشور به همراه داشته باشد.
بنابراین حجابت رو رعایت کن خواهرم

منبع: کانال تلگرامی رضا گلشاهیان

https://t.me/rzgtrader