نوشتن از تغييرات اسان نيست. اصلا به اين موضوع توجه کرديد که شکل زندگي ما و رفتارمان چقدر در حال تغيير است. آيا به روند زندگي در اين مدت زماني که از عمرمان گذشته دقت کرديد؟ اينكه چگونه بوديم و چه شديم؟

خواه ناخواه بايد به يکسري قوانين زندگي احترام گذاشت و چاره اي جز تسليم در مقابل انها نيست. اگر به روند زندگيمان تا به حال دقت کنيم خواهيم ديد که يک روند تغييرات عجيبي درهمه زواياي زندگي ما بوده و حتما هم خواهد بود. روابط عاشقانه، مسائل اقتصادي، مسائل آموزشي، مسائل کاري و... اگر تمامي اين مسائل را به صورت تابعي بر روي نمودار بيان کنيم در عمده موارد اين تابع در حال تغيير و بالا و پايين است که نشان از فراز و فرود زندگي و تغييرات نگرش و رفتار ما در همه بخشهاي آن دارد.

از ديدگاه هاي مختلف ميتوان در اين باره نوشت. ميتوان به فلسفه تغيير نظر انداخت. يا ميتوان به چرايي آن به بحث نشست. ميتوان بررسي کرد که اگر اين تغييرات نبود چه ميشد و صدها موضوع که قابليت طرح و بررسي دارد.

اما اين بار برآن شدم که مطابي که عنوان ميگردد بيشتر جنبه اطلاع رساني براي کساني که علاقمند هستند داشته باشد و سعي در اثبات حقانيت و تبيين فلسفه تغيير و... ندارم. فلذا احاديث و روايات و ابياتي من باب "لزوم تغيير" در بخشهاي مختلف به محضر شما نازنينان عرضه مينمايم. باشد که چراغ راه گردد و تغييرات مثبت را در دلهايتان شعله ور گرداند و شوق آن را بيشتر از بيش.

 

باب اول : در بيان انكه تغيير الزام زندگي است ورنه چون مرداب خواهي بود

شاعر ميگه

دريا - صبور وسنگين -

مي خواند و مي نوشت :

من خواب نيستم...

خاموش اگر نشستم،

مرداب نيستم !

روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم

روشن شود كه آتشم و آب نيستم !

 

باب دوم : در بيان ديگري از الزام در تغيير و رشد و نمو!!

اون يكي شاعر ميگه صنما ذكر تو گويم كه تو ماهي و اي جااااااان!! كه با توجه به رشد و نمو صنم و صنوبر و ماه و پري الزام ذكر شده كاملا توجيه پذير است.

 

باب سوم : در مناقب تغيير و رفتن

ميگن جوينده يابندست ولي پاهاي من خسته اس

ولي من با همين پا ها ميرم تا جايي که جا هست

كه مناقب ان بسيار واضح و مبرهن است و تو چشماش!!

 

باب چهارم : درباره کساني که تغيير را ترک ميکنن

يکي بايد بياد و اين سكوت و بشكنه

رمز قد كشيدن و تو كوچه فرياد بزنه

 

باب پنجم : اجر و ثواب آن شخص كه تغيير مي كند.

صبر كن آرام جانم، صبر كن!!

 

باب ششم : در بيان اينکه واجب است متغير چگونه باشد

قفس بشكن كه بيزارم از آب و دانه در زندان

خوشا پرواز ما حتي به باغ خشك بي باران

 

باب هفتم : در باب اين باب ها

در باب ها بازه، خب خجالت بكشيد و يهو سرك نكشيد اي ديزي ها!!

                                                                                                                                ادامه دارد....

 

 پي نوشت :

1- منابع تمام احاديث و اشاعيري که در اين پست و پستهايي که در اين هفته ارائه ميگردد از اينجاست كه يکي از منابع دست اول بلاگفا در اين باب مي باشد.

2- به واسطه مشغله کاري فراوان، اين روزها کمتر وقت ميشه که به دوستانم سر بزنم. اميدوارم به زودي جبران کنم.

3- از خواندن اين پست پر از طراوت و زيبايي، غافل نشويد

4- پست بسيار زيباي بانو را حتما مطالعه کنيد

5- اين پست دلنشين اين دگر بانو را هم حتما تورق فرماييد!!

6- بازهم توصيه ميکنم به خواندن وبلاگ اين ديگر دگر بانو علي الخصوص اين پست!!

7- اميد بلاگفا هم يادتون نره!!