امیدواری به بازگشت روزهای عادی

ابتدای سال 1400 دورنمایی برای عبور از بحران کرونا برای هیچ کدوم از ما متصور نبود. اصلا مشخص نبود قراره چطور پیش بره. فقط داغ بود که روی داغ اضافه میشد و هر طرف شهر رو که می دیدی پلاکارد تسلیت می دیدی.

حالا که قسمت زیادی از مردم کشور واکسینه شدند و این پروسه بی وقفه ادامه دارد بارقه هایی از امید برای همه مون ایجاد شده که شاید بتونیم بزودی به روال عادی زندگی قبلی برگردیم. هرچند زندگی قبلی هم خیلی عادی نبود ولی خیلی بهتر از این روزا بود

حالا که سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده به پایان پاندمی کرونا نزدیک شدیم امید داریم دوباره تعاملات جهانی اغاز بشه و بتونیم با ادمهای مختلف از کشورهای گوناگون جهان ارتباط برقرار کنیم. چه دوستانی که از کشورهای مختلف دنیا رو به ایران دعوت کردم و بخاطر پاندمی کرونا موفق به مسافرت به ایران نشدند و حالا میشه امیدوار بود که امکان دیدارشون بزودی فراهم خواهد شد.

 

این روزا بیشتر از قبل مراقب خودتون باشید

شروع سال 1400

سال 1400 هم شروع شد

به عجیب ترین شکل ممکن هم شروع شد. محدودیت های کرونایی و احتمال ابتلا هرکسی به این بیماری در کسری از ثانیه و نبود واکسن و درمان مناسبی و نبود چشم اندازی برای اتمام این وضعیت باعث شده زمانی که با عدد 13 در تاریخ شمسی خودمون خداحافظی میکنیم و عدد 14 برای صد سال در تاریخ شمسی جا خوش میکنه هیچ ذوق و شوری وجود نداشته باشه. حتی کسی بهش توجه نکنه.

سال 98 با فوت سعید خورشیدی تمام شد و سال 1400 با فوت همکاری با سواد و فعال بنام دکتر حسن بغدادی. (روح هر جفتشون در ارامش باشه انشالله)

و امیدوارم تا مدتهای خیلی زیادی خبر غم انگیز نشنوم و شما هم نشنوید.

روزگار بر وفق مراد همه باشه و مراقب خودتون باشید در روزگار جدید

 

مدیریت تغییر

مدیریت تغییر یا Change management یکی از مباحث مهم مدیریتی و حتی جامعه شناختی است. دانستن مولفه های مورد نیاز برای ایجاد یک تغییر بزرگ در محیط خانواده، محیط کار، اجتماع و .... لازمه ایجاد موج تغییر و در نهایت مدیریت این تغییرات است.

تئوری پردازهای حوزه مدیریت پس از بررسی های زیاد موفق شدند که مدیریت تغییر را که یک بحث مدیریتی هست به صورت فرموله و مهندسی درآورند که میتواند دانستن این فرمول و عمل به اون برای هرکسی که مشتاق تغییر هست کمک بزرگی کند.

و اما این فرمول بسیار جالب و ساده و کمک کننده به این شرح است:

D*V*F>R

dissatisfaction*Vision*First stpes> Resistance

یکی از اولین مولفه های ایجاد موج تغییرات، نارضایتی است. نارضایتی از شرایط موجود و ....

عامل دوم برای ایجاد موج تغییر، داشتن یک چشم انداز، یک هدف و رویا پردازی کردن برای اون هدف هست.

و عامل سوم قدم های اولیه و یا بعبارتی داشتن استراتژی برای رسیدن به چشم اندازی که داریم هست.

حاصل ضرب این سه عامل باید بزگتر یا مساوی با مقاومت های موجود (از قبیل سنت ها، عرف، قوانین و...) باشد تا امکان ایجاد موج تغییر و مدیریت تغییر حاصل بشه.

نکته ی جالب این فرمول این هست که اگر یکی از این عوامل برای ایجاد تغییر (صفر) باشد کل فرمول از بین میره. چون که یک طرف معادله که باید توان شکستن مقاومت را داشته باشد صفر خواهد شد.

حالا اگر این فرمول را بررسی کنید متوجه خواهید شد که چرا جامعه ای که توش زندگی میکنیم هیچ وقت موفق به ایجاد یک موج تغییر بزرگ نمیشود

سنجش پذیری

آقای کایرن ستییا می‌نویسد که یک روزی اگر ناگهان آمدم  گفتم سلام فلانی، امروز حس بخشندگیم گل کرده، یا ده میلیون از من قبول می‌کنی یا صد میلیون، یک انتخاب هم بیشتر نداری، هر آدم عاقلی می‌گوید صد میلیون، و یک روز هم غصه نمی‌خورد که چرا در این چالش ده میلیون را انتخاب نکرده. پول یک ارزش «سنجش پذیر» است و اگر داستان هیچ گیر دیگری نداشته باشد، صد از ده بهتر است. همانطور که درد یک ارزش «سنجش پذیر» است و اگر جای کاناپه اتاق پذیرایی را با انگشت کوچک پای راستت پیدا کنی و بین یک کمی درد و یک درد‌ جانفرسای لب‌سوز انتخاب داشته باشی، یک کمی درد را انتخاب می‌کنی و هرگز از عدم انتخاب عذاب الیم پشیمان نمی‌شوی.

بعد آقای ستییا می‌نویسد که ولی انتخابات زندگی تقریبا هرگز سنجش‌پذیر نیستند. یک رفیقی می‌گوید برویم شمال و دو روزی کنار خزر قدمی بزنیم، ولی شب جمعه تولد یک رفیق عزیز دومی است و آنقدر عزیز است که خزر را می‌گذاری باشد برای تابستان بعد و می‌روی مهمانی آن عزیز و تمام مدت یاد ماسه‌های خزری که الان زیر پایت چه حس و حالی داشتند. در میان حال اول مدام یاد حال دومی چون راه رفتن روی ماسه‌های خزر را با خوشحال کردن دوستی نمی‌شود سنجید. یا با سالها آموزش و مهارت و سابقه کار در مهندسی، یادت می‌افتد که شانزده هفده سالگی پزشکی را هم دوست داشتی و غصه می‌خوری که چرا پزشک نشدی. یا از مملکتت می‌روی یک جای دیگری و وضع و امورات بدی هم نداری، ولی مدام غصه می‌خوری که فک و فامیل و دوست و آشنا را نمی‌بینی. این انتخاب‌ها از ارزشهای «سنجش ناپذیر» می‌آیند و نتیجه‌اش اینکه همیشه بعد از انتخاب یکی، دومی با دگنک می‌زند توی سر آدم.
آقای ستییا می‌گوید که راستش چاره‌ای برای این ارزشهای سنجش ناپذیر ندارم، ولی هیچ‌کس و هیچ کتابی هم ندارد. ایکاش که می‌شد این انتخاب‌ها را جفت‌جفت داشت: دوستت شمع تولد را در حال راه رفتن روی ماسه‌های خزر فوت می‌کرد و هم پزشک بودی و هم مهندس و هم آنجا که زندگی می‌کنی می‌کردی و هم فک و فامیل و دوست و آشنا کنارت بودند، اما شدنی نیست. بعد می‌گوید که راستش قصد ندارم یک اسمی به یک چیزی بدهم و بگویم که حالا داستان حل شد و برو پی زندگی، ولی می‌خواهم بدانی  که ماهیت انتخابهای سنجش ناپذیر، یعنی تقریبا تمام انتخابهای زندگی، اینست که حسرت همیشه کنارشان هست. حسرت جزو ذات زندگی است. گاهی غیرقابل تحمل می‌شود ولی خیلی اوقات صرفا باید قبولش کرد و جلو رفت. قبل از اینکه آن سبو را بشکنی و آن پیمانه را بریزی، نیم نگاهی به سنجش‌پذیری یادت نرود.

پ.ن. ایده نوشته از کتاب Midlife, a Philosophical Guide از آقای Kieran Setiya

پ.ن. نوشته قشنگی که دوست داشتم اینجا هم ثبت بشه و به یادگار گذاشته بشه

منبع

ماجده الرومی (Majida el roumi)

دیشب یعنی جمعه 28 دسامبر 2018 کنسرت ماجده الرومی خواننده لبنانی عرب زبان در عربستان سعودی که به صورت زنده از شبکه MBC پخش میشد رو دیدم. تحولی بزرگ در کشور عربستان که تا چندی پیش فضای محدودی از نظر ازادی های اجتماعی و رفتارهای حقوق بشری داشت. و حالا با تحولی بزرگ و اصلاحاتی که به مذاق مردمش خوش اومده روزگار جدیدی رو شروع کرده.

انتخاب یک خواننده محبوب که لقب صدای عرب رو بهش دادن، به واسطه ی ترانه های فاخر، پوشش مناسب، فعالیت های اجتماعی و چهره زیبا بدون شک انتخاب هوشمندانه ای برای یکی از اولین کنسرت ها با خوانندگی زنان در جامعه عربستان بود. و اونقدر این اتفاق مهم جلوه میکرد که بسیاری از شبکه های اجتماعی و رسانه های رسمی ماننده العربیه، ام بی سی و .... از لحظه ی ورود این خواننده تا بعد از کنسرت برنامه ها و گزارش های مختلفی ازش پخش کردند و پوشش گسترده ای از این اتفاق مهم داشتند.

یکی از جملات جالب و مهم این خواننده در این کنسرت ارزوی اتحاد همه ی عرب زبانها بود. و من رو به این فکر وا داشت که ایا روزی خواهد رسید که ما فارسی زبانها هم بتونیم ارزویی مشابه داشته باشیم؟ اگرچه به جز ایران، فقط کشورهای افغانستان و تاجیکستان هم زبان ما محسوب میشند ولی حتی بین این سه کشور هم اتحادی به معنای واقعی دیده نمیشه و هیچگاه امکان تعامل، سفر، و برقراری ارتباط بین مردمان این سه کشور به راحتی برقرار نبوده.

امیدوارم روزی شاهد تحولات و اصلاحاتی از این دست در سرزمین خودمون باشیم. و امیدوارم کشورهای فارسی زبان اتحاد بسیار قوی ای برقرار کنند که امکان تعاملات خیلی زیادی رو داشته باشند که شاید روزی برسه بدون هیچ دردسری منجمله ویزا، هزینه سفر و ... بشه به تاجیکستان و افغانستان سفر کرد.

در انتها پیشنهاد میکنم این دو ترانه زیبا از این خواننده لبنانی رو بشنوید و لذت ببرید.

حبیبی و اهنگ زیبای کلمات

#ماجده_الرومی

#شتاء_طنطوره