زبان عامیانه بر خلاف زبان رسمی به طور قانونی و رسمی در کشورهای گوناگون صحبت نمی‌شود و در فرهنگهای مختلف از ارزش اجتماعی و فرهنگی برخوردار نیست. (ویکی پدیا)

از زبان عامیانه تعاریف متعددی ارائه شده که از ان جمله میتوان به این اشاره کرد : واژگان و اصطلاحات غیررسمی و غیرمعیار که معمولا تنها برای افراد یک گروه اجتماعی یا ناحیه ای خاص قابل درک است. یا حتی به کلمات رایج و معروف معانی غیرمعمول دادن که عده ی خاصی متوجه آن شوند.

هیچ وقت شده معنی دقیق کلمه جدید و شاید باحالی رو که تازه مد شده و معمولا هم نسل جوون تر ازش استفاده میکنن رو ندونید و یه قول معروف کمی گیج بزنید توی درک معنیش. به عنوان مثال چند سال پیش یکی از همکلاسی های دبیرستان به من گفت "یه مدتیه یه دختره طلبه ی من شده" و من تا چند هفته داشتم فکر میکردم دختری که طلبه شده چرا باید دنبال دوست پسر بگرده اخه  

این اوضاع برای مایی است که تو این جامعه در حال زندگی کردنیم وای به حال کسایی که چندسال خارج از کشور بودن و وقتی همکلام ما میشن ممکنه نصف کلمات و جملات ما رو متوجه نشن. بد ندیدم چندتایی از کلمات جالب و عامیانه و جدیدی که شنیدم رو با شما در میون بذارم شاید شما هم کلمه ی جدیدی سراغ داشته باشید و بخواهید بسط و نشرش بدید 

  •  چوقیدن: یک نوع اجبار به انجام کاری است. مثال :  بچوق حاجی عجله داریم! = بجنب حاجی عجله داریم!
  • انچوچک : حقیر، کوچک مثال:انچوچک تو می‌خوای به من چیزی یاد بدی
  • کپ کردن: کسی که این واژه را به کار میبرد یعنی میخواهد بگوید که درمواجه با عمل یا اتفاقی خیلی تعجب کردم یا که احساس ترس در او بوجود آمده
  • هبل : وقتی فردی بسیار تو کف باشد. بیشتر در مسائل جنسی کاربرد دارد. مثال : طرف خیلی هبله، همش دنبال دختراست.
    چیزی که زیاده پسر هبل، چرا منت تورو بکشم!
  • وجدان درد: وجدان درد در بین مسافرت ها استفاده میشه واسه کسایی که نیاز به دستشویی دارن
  • ویترین: کسی که خیلی خوشکله بهش میگن ویترین
  • نادخ : ۱- عملی ناشایست که از طرف کسی سر می زند ۲- اوضاع نا به سامان و خراب
  • صنم داشتن : رابطه داشتن، به ویژه درباره رابطه خصوصی به کار می رود.مثال: من باهاش صنمی ندارم هی بهم زنگ می زنه!
  • جیگر: یک هلویی که بر جان و دل سکنی گزیده است